السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
56
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
اما چنين جمعى را در داستانهاى تاريخى نمىتوان پذيرفت . و بر فرض كه بپذيريم لااقل بايد سندى داشته باشيم كه اشارتى و لو به اجمال به رفت و آمد مكرر مهاجران مكه به حبشه داشته باشد . ما مىدانيم دستهاى از مهاجران حبشه پيش از هجرت ، به مكه بازگشتند ، و آن هنگامى بود كه شنيدند و يا پيش خود تصور كردند ، مردم مكه از مخالفت خود با پيغمبر دست بر داشتهاند . ابن هشام نام يك يك اين مهاجران و تيرهء آنان را نوشته است . در هيچ سندى كوچكترين اشارتى به بازگشت جعفر بن ابى طالب و يا زن او أسماء بنت عميس نيست . آنگاه اگر امروز مسافرت از حجاز به حبشه از راه پيمودن عرض درياى سرخ آسان باشد ، دليل نمىشود كه هزار و چهار صد سال پيش همچنين آسان بوده است . كسانى كه از بيم جان و يا آزار جسمانى به كشورى بيگانه پناه بردند ، مانند بازرگان يا سياحت پيشهاى نبودند كه پيوسته از نقطهاى به نقطه ديگر مىرود . از اينها گذشته ما سندى از قرن دوم هجرى در دست داريم كه داستان هجرت اسماء بنت عميس را به تفصيل تمام نوشته است . اين سند كتاب نسب قريش ( 7 ) نوشتهء ابو عبد الله مصعب بن عبد الله بن مصعب زبيرى است . كتاب مصعب جنبهء تبليغاتى ندارد . گزارشى دقيق است كه از روى روايتهاى دست اول نوشته شده وى درباره اسماء چنين نويسد : « چون جعفر بن ابى طالب به حبشه رفت ، زن خود اسماء بنت عميس را همراه خويش برد . اسماء در حبشه ، عبد الله ، محمد و عون را براى او زاد . چند روز پس از زادن عبد الله براى نجاشى نيز فرزندى زاده شد ، كس نزد جعفر فرستاد كه : - پسرت را چه ناميدهاند ؟ - عبد الله ! نجاشى فرزند خود را عبد الله ناميد ، و اسماء شير دادن او را به عهده گرفت و بدين جهت نزد نجاشى منزلتى يافت ، چون جعفر با مسافران دو كشتى عازم بازگشت شد ، اسماء دختر عميس و فرزندانش را كه در حبشه زاده بودند ، با خود برداشت و به مدينه آمدند و در مدينه بودند تا آنكه جعفر به مؤته رفت و در آنجا شهيد شد . اين سند قديمىترين و در عين حال روشنترين مأخذ دربارهء اسماء بنت عميس است و ما مىدانيم جعفر به سال هفتم هجرت پس از فتح خيبر به مدينه آمد . نيز داستان هجرت جعفر ، جزء دومين دستهء مهاجران ، در سيرهء ابن هشام ( 8 ) و انساب الاشراف بلاذرى آمده است بلاذرى مىنويسد : « جعفر با زن خود اسماء بنت عميس جزء دومين دسته بود و در حبشه ماند ، ابو طالب در زندگانى خود هزينهء او را مىفرستاد . سپس با گروهى از مسلمانان پس از فتح خيبر به مدينه بازگشت . » ( 9 ) پس رواياتى را كه حاضر بودن اسماء را در مكه به هنگام مرگ خديجه و يا بودن او را در مدينه به شب عروسى فاطمه ( س ) متذكراند ، بايد مبتنى بر تخليط حادثهها با يكديگر و شبيه دانستن نام شخصى با ديگرى دانست . چنين اشتباهات در چنان گزارشها فراوان ديده مىشود . ( رجوع به كتاب محققانهء زندگانى فاطمه زهرا / اثر مورخ و پژوهشگر زياد معاصر ، دكتر سيد جعفر شهيدى ) . ( مترجم ) . 1 ) حليه الاولياء ، ج 2 ، ص 75 . 2 ) رك : ابن هشام ، ج 1 ، ص 345 و ابن سعد ، ج 8 ، ص 205 . 3 ) ابن هشام ، ج 3 ، ص 414 .